• تاریخ: ۱۳۹۷-۰۶-۲۷
  • شناسه خبر: 8707

احساسم را از طبیعت پیدا می کنم

پیام ملّت- نقاشی کردن در دل طبیعت حال دیگری دارد. وقتی بساط نقاشی را کوله بار راه می کنی تا رو در رو برگی از زیبایی خلقت را به تصویر بکشی، گویی با خالق هستی راز و نیاز می کنی. به قول حافظ« تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشو ...

پیام ملّت- نقاشی کردن در دل طبیعت حال دیگری دارد. وقتی بساط نقاشی را کوله بار راه می کنی تا رو در رو برگی از زیبایی خلقت را به تصویر بکشی، گویی با خالق هستی راز و نیاز می کنی. به قول حافظ« تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشونی». باید سرشت ات با طبیعت مانوس شود تا بتوانی هنر با طبیعت بودن را نمایان کنی.«بهاره شورگشتی» با اسم هنری «بارنک»  زاده طبیعت است. روح و روان او با طبیعت عجین است. روزگاری در نیشابور، زادگاهش هنر اصیل نقاشی را با روح و جان حس می کند. تصمیم می گیرد نگاه آکادمیک به این هنر داشته باشد. برای ادامه تحصیل در نقاشی با کوله باری از تجربه رهسپار زنجان می شود. او مدرک دیپلم چهره سازی و کارشناسی نقاشی دانشگاه زنجان دارد. علاوه بر این مدرس نقاشی و خلاقیت کودکان۵ تا ۱۲ ساله است.بهاره در۴ سال شاگرد اول گروه نقاشی دانشگاه زنجان بود و جدای از این اولین کسی بود که در رشته نقاشی از این دانشگاه در ۸ ترم با معدل ۱۹/۳۴ فارغ التحصیل شد. این نقالش زنجانی در گفت و گو با نشریه عصرملّت از اولین روزهای علاقه به این هنر می گوید و در ادامه از اوضاع نامساعد برای عرضه در بازار می گوید:

 از اولین روزهایی که نقاشی کردن را شروع کردید، برایمان بگویید.

 خانواده و دبیران دوره دبیرستان مخالف بودند که من نقاشی بخوانم و من ناگزیر سال دوم دبیرستان تجربی خواندم و سال بعدش ادامه ندادم و درس را رها کردم و دنبال دغدغه خودم نقاشی رفتم.

 در ادامه چه کار کردید؟

نقاشی را از آموزشگاهی آزاد که زیرنظر سازمان فنی و حرفه ای بود، شروع کردم ؛ اما آن چیزی که می خواستم را در آن کلاس های ادواری پیدا نکردم، چون بیشتر روی تکنیک کار می کردند و خلاقیت مهم نبود . بعد از یکی دو سال وقفه با کانون هنرمندان خراسان آشنا شدم .

 کانون هنرمندان خراسان چگونه جایی بود؟

آنجا محیطی تخصصی بود و هر هنرجو مانند دانشگاه انتخاب واحد می کرد و دروس تئوری و عملی را می گذراند و با کسب نمره مورد قبول وارد ترم بعدی می شد. من دوره مقدماتی و پیشرفته را در ۶ ترم گذراندم و این گونه در آن زمان توانستم با اساتیدی که در دانشگاه های تهران و هنرهای زیبا و هنر نیشابور تدریس می کردند، آشنا شوم و از حضورشان بهره مند شوم، اما استعداد من در نقاشی باعث شد که اساتید مرا تشویق به ادامه تحصیل کنند.

 درباره سابقه نقاشی از طبیعت برایمان بگویید و از چه موقع این دغدغه برایتان بوجود آمد؟

در دوران کارشناسی از ترم ۶ توانستم،« خود» واقعی ام را پیدا کنم. طراحی هایم شخصی شد، اما دغدغه طبیعت از ترم ۷ به واسطه مجموعه ای که با عنوان «خلسه» داشتم کار می کردم و پیش زمینه اش طراحی هایم بود که توانسته بودم با ضمیر ناخودآگاهم ارتباط برقرار کنم به وجود آمده بود.

 در این باره کمی بیشتر توضیح دهید.

یعنی طراحی هایم بسیار به من کمک کردند که به خودم و من درون ام نزدیک شوم و همین نزدیک شدن باعث شد که بتوانم از ترم ۶ و ۷ درونی ام را روی بوم بریزم و طبیعت های ذهنی و گل های انتزاعی بخشی از دستاورد همین درونیات بود.

 نگاه نو به نقاشی باعث شد تا سراغ طبیعت بروید؟

دغدغه من با رویکردهایی متفاوت و به خاطر یکی از همان رویکردها تصمیم گرفتم، به خود طبیعت بروم. کار طبیعت و مواجهه با آن بسیار کار سختی است. من به واسطه آشنایی درونی به طبیعت که می روم این سختی را احساس نمی کنم و کاملا با طبیعت رفیق ام. اگر چه در دوران قبل دانشگاه تجربیات زیادی در مورد طبیعت داشتم، اما این طبیعت ها با آن طبیعت ها به خاطر واقف شدن به همین درونیات ،کاملا با هم متفاوت هستند.

 نقاشی در طبیعت را چگونه می بینید؟

وقتی در خود طبیعت حضور دارم، شرایط نسبتا سختی که در طبیعت به هر نحوی وجود دارد، گرمی و سردی هوا ، بوها و رایحه های مختلف، سرو صدای آدم ها و حیوانات و جانداران و پرنده ها و حشرات و رفت و آمدهایشان و تمام این ها روی کار من و به نظرم روی کار هر نقاش طبیعتی تاثیر بسزایی می گذارد. این ها موسیقی و بخشی از طبیعت هستند که اگر جدا شوند، کار هنری فاقد روح می شود. به خاطر همین همیشه مخالف این هستم که نقاشان از طبیعت عکس بگیرند و بعد زیر باد کولر یا کنار شومینه در شرایط متعادل بنشینند و از روی عکس طبیعت کار کنند.

باید لذت ها و سختی ها و موسیقی طبیعت همه با هم در روح و جان هنرمند نفوذ کند تا یک نقاشی از طبیعت خلق شود. باید اعتراف کنم که در این روزها که هیچ کاری از دستم برنمی آید، انگار به طبیعت پناه بردم و شاگرد استاد بزرگ طبیعت شده ام.

 کارهای شما در کدام سبک قرار می گیرد؟

امروزه گفتن چه سبکی کار کردن شاید درست نباشد، چون یک کار شاید زیر مجموعه چندین سبک مختلف قرار گیرد. اما به طور کلی کارها به دو دسته «فیگوراتیو» و«آبستره» قرار می گیرند و من فعلا در هر دو دسته فعالیت می کنم . اما کارهای طبیعت ام فیگوراتیو هستند یعنی فرم واقعی را از طبیعت می گیرم و با حس شخصی خودم کار می کنم.

 شما در کارهایتان کدام هنرمندان طبیعت پرداز را دوست دارید و از چه کسانی الهام می گیرید؟

من منظره سازی های انگلیسی در اوایل قرن نوزده که ملهم از ادبیات بودند و طبیعت حالت عاطفی پیدا می کند را عاشقانه دوست دارم، مخصوصا منظره های جوزف ویلیام ترنر و طرز تاش گذاریش را . در نقاشی هایم از کسی الهام نگرفتم و اگر هم شباهتی هست، کاملا ناخودآگاه بوده است.

 دوست دارید در کدام نقطه از ایران یا جهان نقاشی از طبیعت بکنید؟

من کلا طبیعت را دوست دارم و طبیعت های مختلف را به این خاطر انتخاب می کنم، چون حسی که با ورود به هر طبیعت پیدا می کنم، متفاوت است. من از طبیعت نقاشی نمی کنم تا صرفا خود آن طبیعت را به تصویر بکشم، بلکه می خواهم خودم و احساس شخصی ام را در ساختاری درست، از آن طبیعت پیدا کنم.

برای همین دوست دارم، روزی بتوانم قله اورست را نقاشی کنم و ببینم من کجای اورست هستم و چقدر به آن نزدیک ام و چه وجوه مشترکی با هم داریم.

 کدام نقاط زنجان را نقاشی کرده اید؟

کوی دانشگاه زنجان را دوران دانشجویی کار کردم و فقط برای یادگیری بود. اما مدتی بعد از فارغ التحصیلی بود که تصمیم گرفتم، برای نقاشی از طبیعت به نقاط مختلف سفر کنم و حدود یک ماه هست که سفرهایم را برای نقاشی شروع کرده ام و در این مدت به کوی فاطمیه، شیلاندر طارم ،کرسف قیدار، جاده تبریز، شهر سهرورد و در خارج از زنجان به سبلان سفر کرده ام و توانسته ام تا حدی خودم را لابه لای طبیعت و رنگ و بوم پیدا کنم و همین راه را ادامه خواهم داد.

 درباره فروش آثار نقاشی از طبیعت برایمان بگویید.آیا در زنجان این بازار وجود دارد؟

یک هنرمند واقعی هیچ وقت با توجه به شرایط بازار اثر خلق نمی کند، بلکه پروسه شکل گیری و خلق اثر بخشی از دغدغه ذهنی اوست و در باره اینکه آثار طبیعت چقدر فروش می روند اطلاعی ندارم چون هیچوقت بر این مبنا اثری خلق نکرده ام.

 برگزاری نمایشگاه نقاشی در فروش آثار نقاشی چه تاثیری دارد؟

مسلما هر هنرمندی اثر خلق نمی کند تا صرفا تا آخر عمر پیش خودش نگه دارد و وقتی نمایشگاهی بر پا می کند، یک دلیل اش فروش آثارش است. هنرمند می خواهد به واسطه ی گالری با خریدار آشنا شود و متاسف ام که برخی گالری داران با دریافت ورودیه ها از هنرمند دیگر هیچ احساس مسئولیتی برای فروش اثر هنری نمی کنند و حتی برخی گالری ها به جای ورودیه ها، اثری از هنرمند با تخفیف های بسیار بالا برمی دارند!.

برخی از هنرمندان هم با کارهای افتضاح و با استفاده از بند «پ» نمایشگاه می گذارند و آن وقت هنرمند با استعداد ما چون هیچ حامی و همچنین سرمایه ای ندارد، نابود می شود و یک آدم بی استعداد به واسطه بند« پ» بالا می رود. این ها واقعا فاجعه هستند و شرایط فروش اثر هنری یک هنرمند را تحت الشعاع قرار می دهند و در بین دوستان و اطرافیان زیاد دیده ام که به خاطر این فجایع نقاشی را کنار گذاشتند و یا فقط برای خودشان کار می کنند و کارهایشان را جایی ارائه نمی دهند.

 آیا در زنجان این بازار وجود دارد؟

متاسفانه در زنجان و شهرستان ها امکان فروش آثار خیلی کم است، چون نمایشگاه گردان وجود ندارد. مگر در خود زنجان چند گالری وجود دارد ؟!. دو تا که یکی متعلق به فرهنگسرا است و دیگری هم گالری خصوصی ای است که هیچ کدام نمایشگاه گردان ندارند. در کل روند برگزاری نمایشگاه ها در زنجان اصلا خوب نیست. هم به لحاظ برپایی یک نمایشگاه که هنرمند خودش تمام کارها از طراحی پوستر و پذیرایی و غیره را باید انجام دهد و هم از لحاظ فروش خریداری نیست و هنرمند خودش باید زحمت دعوت از خریدار را هم متقبل شود و تازه اگر خریداری بشناسد. در کل به ندرت در این شهر نمایشگاه نقاشی برگزار می شود و این مایه تاسف است. در شهری که دانشگاه اش در رشته نقاشی دانشجو می پذیرد و هنرمند تربیت می کند، اما به لحاظ حمایتی، هنرمندان این شهر هیچ حامی ای ندارند.

 چرا تاکنون نمایشگاه انفرادی برگزار نکرده اید؟

سال گذشته تصمیم برگزاری نمایشگاه انفرادی داشتم و به چندین گالری در تهران سر زدم و تماس گرفتم، اما به علت درخواست ورودیه های زیاد از سمت گالری داران و همچنین برداشتن ۳۰ تا ۴۰ در صدی از فروش آثار از این قضیه منصرف شدم.

 در این شرایط برگزاری نمایشگاه گروهی برای هنرمندان می تواند مفید باشد.آیا به این موضوع فکر کرده اید؟

بله!. بنده در چندین شهر نمایشگاه گروهی داشته ام، اما متاسفانه در برخی از همین نمایشگاه های گروهی هم ، درخواست هزینه های گزاف از هنرمند از سوی نمایشگاه گردان ها و نیز سواد پایین برخی نمایشگاه گردان ها که نمایشگاه گروهی برپا می کنند و کار ضعیف و قوی را از هم تشخیص نمی دهند و در نتیجه یک اثر قوی کنار اثر ضعیف قرار می گیرد و غیره خیلی مسائل دیگر باعث می شود، هنرمند از نمایشگاه گروهی هم سر باز زند.

 توصیه شما برای علاقمندان به نقاشی چیست؟

اگر علاقمندان به نقاشی با این  طرز فکر که رشته نقاشی کشیدن گل و بلبل و کارهای کپی و خوشگذرانی است، می خواهند نقاشی کنند، باید بگویم سخت در اشتباهند. نقاشی و هنرمند شدن کار بسیار طاقت فرسایی است و پروسه طولانی مدتی می طلبد. نمی خواهم ناامیدشان کنم، بلکه هدف ام این است که توجیه شان کنم که تفاوت بسیاری است بین نقاشی و هنر واقعی با نقاشی و هنری که در بین عامه مردم وجود دارد. وقتی با آگاهی وارد این رشته شدند، تمام سختی هایش را با جان و دل تحمل کنند. چون واقعا سختی های زیادی پیش رویشان است و تا می توانند کار کنند و دلسرد نشوند. گرچه بی انگیزگی و دلسرد شدن بخشی از این پروسه است، اما با کار مداوم و مطالعه به کارشان ایمان داشته باشند و هر روز به جلوتر حرکت کنند و نا امید نشوند.

 البته بین عامه مردم نقاشی معرفی نشده است. قبول دارید؟

بله!. هنوز هم در ایران وقتی می پرسند، رشته ات چیست و می گویی نقاشی، می پرسند، رنگ روغن یا سیاه قلم و هنوز در کشور ما جا نیفتاده که این ها فقط تکنیک هستند، برای بیان ایده های یک هنرمند. دانش، بینش و تکنیک سه عنصر مهم برای خلق یک اثر هنری هستند و تکنیک آخرین مرحله برای بیان است.

۱۱۰/ق

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست