- تاریخ: دی ۱۶, ۱۴۰۴
- شناسه خبر: 41803
«سنگینترین وزنه»؛ زیرساختهای فرسوده و کلیشههای جنسیتی
ملی پوش وزنهبردار زنجانی از دست و پنجه نرمکردن خود با زیرساختهای فرسوده و کلیشههای جنسیتی در ورزش زنان گفت.

به گزارش «پایگاه خبری – تحلیلی پیام ملّت» – زهره میرعیسیخانی: در قلب تاریخ ورزش ایران، ورزشکارانی چون «الهه رزاقی»، وزنهبردار پرافتخار زنجانی، حکایتسازانی هستند که با تکیه بر ارادهای پولادین، محدودیتهای زیرساختی و گاه فرهنگی را در هم شکستهاند.
رزاقی، که پنج سال است در اوج تمرینات حرفهای قرار دارد و چهار سال است که لباس تیم ملی وزنهبرداری را بر تن کرده، نمادی از نسلی است که ارزش «ورزش» را فراتر از زیبایی ظاهری یا تصورات سنتی میداند.
او معتقد است: ورزش حرفهای به ما میآموزد که چگونه مقاوم باشیم و چطور زندگی کنیم. این یک سبک زندگی است.
سکوی قهرمانی؛ از مجاز شدن تا رکورد ملی
مسیر رزاقی نه یک شبه، بلکه در بستری از تغییرات اجتماعی و قوانین ورزشی شکل گرفته است.
او به نکته بسیار مهمی اشاره میکند: وزنهبرداری برای بانوان در ایران حدود هفت سال است که مجاز شده، و من پنج سال است که تمریناتم را آغاز کردهام. این بازه زمانی کوتاه، اما فشرده، اهمیت دستاوردهای او را دوچندان میکند.
در نگاه اول، پنج سال فعالیت حرفهای ممکن است کوتاه به نظر برسد، اما برای رشتهای که به شدت وابسته به بلوغ فیزیکی، تمرینات سنگین و کسب تجربه طولانیمدت است، این مدت زمان نشاندهنده استعداد خارقالعاده و تمرینات با شدت بالا است.
او با افتخار از کسب دو دوره مدال قهرمانی کشوری و تثبیت خود به عنوان رکورددار دسته ۷۷ کیلوگرم کشور یاد میکند. این دستاوردها تنها با حضور در میادین بزرگ محقق نشدهاند؛ او همچنین مدال طلای جوانان آسیا را در کارنامه دارد، دستاوردی که به گفته خودش، افتخاری بزرگ برای استان زنجان و نقطه عطفی در تاریخ وزنهبرداری بانوان کشور بود.
رزاقی در واکنش به این موفقیتها، به یک چالش بنیادین فکری اشاره میکند: پذیرش وزنهبرداری به عنوان یک رشته مناسب برای زنان.
او با جسارت، نگاههای سنتی را به چالش میکشد: اینکه این رشته را کاملاً مردانه تلقی کنند، صحیح نیست. در کشورهای دیگر بیش از ۵۰ سال است که زنان در این رشته فعالیت میکنند و مدالهای المپیک دارند. وقتی اصولی کار شود، جنسیت در آن معنایی ندارد.
این تأکید بر «اصول» نشان میدهد که برای رزاقی، نه صرفاً بلند کردن وزنه، بلکه اجرای صحیح و علمی آن اهمیت دارد؛ دانشی که خود او اکنون در مقام مربی آن را منتقل میکند.
سالنهای قدیمی و بوی گاز؛ نبرد قهرمان با کمبود امکانات
اگر مدالها نماد پیروزی هستند، مشکلات زیرساختی نماد مبارزه روزمره قهرمانان با ساختارهای ناکارآمد هستند. در شرایطی که رزاقی در میادین بینالمللی میدرخشد، وضعیت تمرین او در خانه بسیار متفاوت است.
او با لحنی آمیخته به تلخی توضیح میدهد: متأسفانه در استان ما فقط یک سالن وزنهبرداری داریم که بسیار قدیمی است و قدمت آن به پیش از انقلاب میرسد و همیشه نیاز به بازسازی دارد.
این مشکل نه یک ایراد جزئی، بلکه یک مانع سیستمی است. فراتر از فرسودگی سازه، کیفیت محیط تمرین نیز به شدت پایین است: سالن بانوان را با بخاری گازی گرم میکنیم که بوی گاز برای بچهها بسیار آزاردهنده است.
این صحنه، تضاد عجیبی را به تصویر میکشد: ورزشکاری که بدن خود را برای رقابتهای سطح اول جهان آماده میکند، در فضایی با کیفیت پایینتر از یک سالن ورزشی معمولی تمرین میکند.
هزینههای شخصی و توقف استعدادها
عمق این چالش زمانی آشکار میشود که رزاقی اشاره میکند: هزینهها را اغلب خودمان پرداخت میکنیم، که واقعاً مصیبتبار است.
این امر نه تنها فشار مالی مضاعفی بر ورزشکار وارد میکند، بلکه به طور مستقیم بر روند استعدادیابی تأثیر میگذارد.
او با اذعان به اینکه اکنون مربیگری چند نفر را بر عهده دارد، میگوید: به دلیل نداشتن سالن مجهز، امکان جذب افراد با استعداد جدید و بیشتر وجود ندارد. این بدان معناست که کمبود امکانات نه تنها موفقیت فردی فعلی را تهدید میکند، بلکه زنجیره انتقال تجربه و پرورش نسل بعدی قهرمانان را نیز با وقفه مواجه میسازد.
مربیگری، همسر و سبک زندگی؛ فراتر از تناسب اندام
مسئولیتهای رزاقی محدود به تخته وزنهبرداری نیست؛ او همزمان یک مربی و یک الگوی زندگی است. نقش مربیگری او، خود یک راه حل موقتی برای کمبود مربی متخصص است: وقتی زنجان هستم خودم مربیگری میکنم. و حدوداً پنج شش نفر هم مربی داریم.
در مورد نحوه یادگیری خود، او به یک زنجیره آموزشی اشاره میکند: من مربیام آقای نصرتی بودند که همسرم هم هستند.
او منطق این امر را نیز توضیح میدهد: چون اصلاً مربی خانمی وجود نداشته که کار کرده باشد. متعاقباً، آقا آموزش میدهد… تا این خانمها تجربه کسب کنند و خودشان مربی شوند.
این یک چرخه طبیعی برای توسعه یک رشته نوپا است که نیازمند سرمایهگذاری در آموزش مربیان زن از میان خود ورزشکاران موفق است.
آنچه رزاقی را متمایز میکند، دیدگاه جامع او به سلامت و ورزش است.
او با قاطعیت میگوید: من هیچ محدودیت سنی یا جنسیتی در مورد ورزش یا تغذیه نمیبینم، فقط افراد باید درست راهنمایی بشوند.
برای او، فعالیت بدنی چیزی فراتر از تفریحات یا زیبایی است؛ این یک ضرورت برای سلامت و شادابی است. شاید شما فقط فکر میکنید که در مورد تناسب اندام است، اما اینطور نیست. در مورد سلامتی است و اینکه چطور میتوانید یک زندگی سالم داشته باشید.
رزاقی به عنوان مربی بدنسازی و تغذیه، به اشتباهات رایج میان مردم اشاره میکند: بعضی افراد فکر میکنند فقط با تمرین میشود لاغر شد، اما این اشتباه است. باید تغذیه هم درست باشد.
او همچنین تصحیح میکند که لاغر بودن لزوماً به معنای سالم بودن نیست؛ ممکن است فردی لاغر باشد اما تغذیه ناسالم داشته باشد یا تمرین نکند و بدنش ضعیف شود. این درک عمیق از بیومکانیک و فیزیولوژی نشان میدهد که پایگاه علمی او قوی است.
حمایتهای عاطفی؛ نیروی محرکه پنهان
در مسیر قهرمانی، پشتوانه عاطفی به اندازه تجهیزات فنی اهمیت دارد. رزاقی در پاسخ به پرسشی در مورد حمایت خانواده، تأکید میکند که این عامل، سوخت اصلی اوست.
از ابتدا هم خانواده از من حمایت میکردند و همیشه پشتیبان من بودند. این حمایت نه تنها از سوی همسرش، بلکه از سوی خانواده اصلیاش نیز به طور مستمر وجود داشته است. او این حمایت را دلیلی برای ادامه مسیر میداند: «اینکه همیشه پشت من هستند، باعث میشود که من بتوانم با دلگرمی بیشتری کار کنم.»
در مورد جذابیتهای رشته، رزاقی نگاهی عمیق و انساندوستانه دارد که کاملاً با کلیشههای رایج در مورد ورزشهای نمایشی در تضاد است.
وقتی پرسیده شد که چه چیزی او را جذب میکند، او نه به مدال یا شهرت، بلکه به تأثیرگذاری اشاره کرد: چقدر میتوانیم به دیگران کمک کنیم و اینکه چقدر میتوانیم به آنها انگیزه بدهیم… این برای من خیلی با ارزش است.
این تغییر تمرکز از «من» به «دیگران»، نشاندهنده یک بلوغ روحی است که ورزش را به ابزاری برای خدمت به جامعه تبدیل میکند.
قهرمانی در انتظار زیرساختها
الهه رزاقی، با وجود کسب مدالهای درخشان ملی و آسیایی، همچنان با واقعیتهای تلخی درگیر است: سالنی قدیمی، گرمایش گازی و نیاز به تأمین هزینههای شخصی.
داستان او بازتابدهنده وضعیت ورزشکاران حرفهای در بسیاری از رشتهها در ایران است؛ جایی که استعداد فردی مجبور است با فقدان حمایتهای ساختاری مبارزه کند.
او به وضوح نشان داد که وزنهبرداری یک رشته زنانه یا مردانه نیست؛ بلکه یک فعالیت مبتنی بر نظم، قدرت ذهنی و اصول علمی است که میتواند به بهبود سبک زندگی و سلامت جامعه کمک کند. انتظار این است که با درخششهایی چون او، زیرساختها نیز به سطح استعداد قهرمانان برسند تا دیگر دغدغه ورزشکاران، بوی گاز بخاری در سالن تمرین نباشد، بلکه صرفاً تمرکز بر بلند کردن وزنههای سنگینتر و کسب افتخارات بیشتر باشد.


